امشب زنی شراب می خواهد.... شراب مرگ

امشب زنی شراب می خواهد.... شراب مرگ

قصه ی آدم...

 

حضرت آدم من

برایم شعر بخوان

مدام

         آرام

                   و زنانه

این دنیا چاردیواری شده است

که ادعای مردانه‌اش آزارم می‌دهد

شده‌ام حوایی

که هوای سیب ندارد

.

برایم شعر بخوانی

تا یادم بماند

زنانگی‌ام را

    و

غریت عمیق خودم را

 




Weblog Themes By Pichak

نويسندگان

لینک های مفید

درباره وبلاگ


در ساحلی نشسته بودم. صدایی گفت:بنویس. گفتم قلم ندارم. گفت: استخواانت را قلم کن. گفتم:جوهر ندارم. گفت:خونت را جوهر کن. گفتم: کاغذ ندارم. گفت:پوستت را کاغذ کن. گفتم:چه بنویسم؟! گفت:بنویس "دوستت دارم." . . . پس ای مهربان، دوستت دارم.

ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 611
بازدید کل : 231791
تعداد مطالب : 358
تعداد نظرات : 206
تعداد آنلاین : 1

كد موسيقي براي وبلاگ